غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

140

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

اهل بيعت به خدمت مبادرت نموده در آن شب چند نوبت ميان اتباع مختار و اشياع ابن مضيع ؟ ؟ ؟ در نفس كوفه محاربه اتفاق افتاد و فتح و نصرت مختار را دست داد و چون خسرو خاورى فضاء سپهر نيلوفرى را جهت نصب اعلام نورانى اختيار فرمود و مواكب كواكب را از صدمات صورت او انكسار و انهزام روى نمود مختار از شهر بيرون رفته دير هند را لشكرگاه ساخت و بنابرآنكه از جملهء دوازده‌هزار كس كه بيعتش درآمده بودند زياده از سه‌هزار و هشتصد نفر در معسكر نديد انديشناك شده و چون عبد اللّه بن مطيع از محل اقامت مختار خبر يافت عظماء و اشراف كوفه را مانند شيث بن ربعى و راشد بن مضارب و حجاز بن المر و شمر بن ذى الجوشن با دليران صف‌شكن متعاقب و متواتر بجنگ مختار فرستاد و مختار بيمن شجاعت و دلاورى عبيد اللّه بن حر و ابراهيم بن مالك اشتر بلكه بمحض تائيد مالك الملك اكبر بر همه ايشان منصور و مظفر گشته از عقب مخالفان به شهر درآمد و در درون كوفه بموضع كناسه كرت ديگر بين الجانبين غبار جنگ و شين ارتفاع يافته ابن مطيع مغلوب و منهزم بقصر امارت شتافت و مختار و لشكريانش آن كوشك را در ميان گرفته آغاز محاصره كردند و روزبروز سپاه مختار در ازدياد بود چنانچه در مدت دو سه روز دوازده‌هزار سوار در ظل رايت فتح آيتش مجتمع گشتند و در شب چهارم از اوقات محاصره رؤساء كوفه كه از قلت طعام نيك بتنگ آمده بودند ابن مطيع را ريسمانى بر ميان بسته از بام قصر پايان گذاشتند تا سر خويش گرفت و راه مكه در پيش و روز ديگر آنجماعت از مختار امان طلبيده در قصر بازگشادند و مختار بدار الاماره شتافته دوازده هزار درم را كه در بيت المال يافت بر ياران و هواداران خويش تقسيم نمود و چون كوفه بتحت تصرفش درآمد به اطراف ولاياتى كه قريب به آن بلده بود و صورت تسخير آن به سهولت روى مينمود عمال ارسال داشت و هرروز در ديوان مظالم نشسته خلايق را بعدل و انصاف نويد داد و در آن اثنا خبر رسيد كه بنابر اشارت عبد الملك بن مروان عبيد اللّه بن زياد با هشتادهزار سوار تسخير عراق و حجاز را پيش نهاد همت ساخته در حوالى نصيبين رايت استيلاء افراخته و مختار بلطف سرمدى واثق شده يزيد بن انس اسديرا با سه‌هزار سوار كه مختارش بود بدفع سپاه شام نامزد فرمود و عبيد اللّه بن زياد از توجه يزيد آگاه گشته ربيعة بن مخارق العنوى را با سه‌هزار مرد باستقبال يزيد روان كرد و به آن اكتفا ننموده سه‌هزار ديگر نيز بمدد ارسال نمود و در پنج فرسخى موصل تلاقى فريقين دست داده يزيد بنابر مرضى كه داشت بر حمار مصرى سوار شد و بتعبيهء سپاه پرداخته گفت كه اگر من بعالم ديگر انتقال نمايم و رقاء بن غارب امير لشكر باشد و اگر به او نيز آسيبى رسد عبد اللّه بن حمزة العنوى سردارى نمايد و اگر بوى نيز آفتى لاحق گردد شعر بن ابى شعر الحنفى پيشوائى لشكر نمايد آنگاه از مركب فرود آمده سپاه را بر جنگ ترغيب و تحريض نمود و آتش قتال بباد حملهء ابطال رجال اشتعال يافته نسيم فيروزى بر پرچم علم عراقيان وزيده جنود شام منهزم گشته بسيارى از ايشان بقتل رسيدند و سيصد نفر از آن لشكر در